السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )

28

تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى )

حديث رسول خدا ( ص ) جلوگيرى كردند و اى كاش به همين بسنده مىكردند ، بلكه از روايت حديث نيز ممانعت كردند ! از « قُرظَهً بن كعب » روايت شده كه گويد : « هنگامى كه عمر ما را به عراق فرستاد خود او تا منطقه « صرار » ما را همراهى كرد و گفت : « آيا مىدانيد براى چه شما را تا [ اينجا ] مشايعت كردم ؟ » گفتيم : خواستى ما را دلگرم و اكرام نمائى . گفت : « علاوه بر آن نظر و قصد ديگرى نيز دارم ، شما به شهرى مىرويد كه صوت قرآنشان چون صفيرزنبور عسل بلند است ، پس با روايت حديث رسول‌خدا ( ص ) آنها را بازنداريد و [ بدانيدكه ] من در اين أمر با شما شريك هستم ! » قرظه گويد : من پس از آن هيچ حديثى از رسول‌خدا ( ص ) روايت نكردم . و در روايتى ديگر گويد : هنگامى كه قرظَهً بن كعب وارد شد گفتند : « براى ما حديث بگو » گفت : « عمر ما را منع كرده‌است ! « 1 » » . در ميان صحابه كسان ديگرى چون عبداله‌بن‌عمر و سعدبن‌ابىوقاص هم بودند كه مانند « قرظهً بن كعب « 2 » » سنّت خلفا را پيروى كردند و سنّت رسول‌الله ( ص ) را منتشر نكردند . دارمى در سنن خود از شعبى روايت‌كرده كه گويد : « يك سال با ابن‌عمر همنشين بودم و نشنيدم كه از رسول‌خدا ( ص ) حديثى بازگو كند » .

--> ( 1 ) . اين روايت را ابن‌عبدالبَرّ در كتاب « جامع بيان العلم » ج 2 ص 147 ، با سه سند آورده‌است ، نيز خطيب بغدادى در كتاب « شرف اصحاب الحديث » ص 88 و ذهبى در تذكرة الحفاظ ، ج 1 ص 4 - 5 . ( 2 ) . قرظه بن كعب انصارى خزرجى ؛ او يكى از ده نفرى است كه عمر آنها را با عمّار ياسر به كوفه فرستاد . در جنگ احد و جنگ‌هاى پس از آن حضور داشت و در سال 23 هجرى « رى » را فتح‌كرد . امام‌على ( ع ) هنگامى كه به جمل رفت او را حاكم كوفه گردانيد و در زمان خلافت آن حضرت در كوفه وفات كرد . اسدُالغابة ، ج 4 ص 203 .